تبليغاتX
هرچي دلت بخواد

هرچي دلت بخواد

هرچي دلت بخواد

تصاویرزیبا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم خرداد 1389ساعت 0:57  توسط سيندرلا  | 

تصاویرفانتزی

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم فروردین 1389ساعت 16:9  توسط سيندرلا  | 

اس ام اس

یک دقیقه بوسیدن۲۶کالری رامیسوزاند.توکالری نمیخوای؟

 

اگرهمسفر عشق شدی قربونت کرایه ماروهم حساب کن.

 

۲شاخه گل۲جام هستی/به قربانم بری هرجاکه هستی.

 

مگه من به تواجازه دادم که بازم رفتی اون بالا هان؟

بیاپایین زودباش آخه توفقط ماه منی.

 

۲۰سال۲۰روز۲۰شاخه گل برای توکه بیستی افسوس که پیشم نیستی.

 

عاشقی مقدورهرعاشق نیست/غم کشیدن کارهرنقاش نیست.

 

نتوان ترک توای قبله دلهاکردن/که محال است دگر مثل توپیداکردن.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم فروردین 1389ساعت 11:27  توسط سيندرلا  | 

خداوندا

خداونداتودر قرآن جاویدان هزاران وعده هادادی

توگفتی نامردان بهشتی رانمیبینند

ولی من دیده ام نامرد

مردانی که ازخون رگ مردان عالم

کاخ هاساختند

خذاوندااگرمردانگی این است

به نامردی مردانت قسم اگر...

دستم به قرآنت بیالایم...

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم فروردین 1389ساعت 22:29  توسط سيندرلا  | 

غم

سفرکردم به شهربی ستاره

که گفتم شایداونجاغم نباره

ولی دیدم که غم اونقدرزیاده

که هرجاپابذارم غم بباره

گرفتم چتری روی سرم زود

ولی غم کرده اونوپاره پاره

نفهمیدم که جنس غم چی بوده

که چترمن به زیرش زاره زاره

درست کردم باعشقت جون پناهی

چنین ابرغموکردیم بی چاره

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم فروردین 1389ساعت 22:22  توسط سيندرلا  | 

عشق

وآن زمان که عاشق میشوی

ومیدانی که عشقی هست

وباورداری کسی که تورادوست دارد

ودرآن شبهای سردویخبندان باتومیماند

درآن لحظات میفهمی دوست داشتن چقدرزیباست

وآن زمان که کسی درفراسوی خیال تونیست

وتوتنهای تنهادرجاده های برهوت زندگی قدم میزنی

تنهااوست که به تو

آرامش خیال میدهد.....

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم فروردین 1389ساعت 21:41  توسط سيندرلا  | 

آسمان

آسمان هست

من هستم

مثل یک پرستوی مهاجرباحسی غریب

امانه برای توونه برای هیچکس

درکناراین مردم

شایدحضورصدایی نتواندنگاههایی چنین سنگین راجابه جاکند

شاید برای باوروجودم اثباتی لازم باشد

امامن وجوددارم

برای تنهایی دیوارهای اتاق

برای ترک خوردگی روح باغچه

من هستم باقلبی شکسته امادرحال تپیدن جدااز همه بودنها

همانطورکه آسمان هست.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم فروردین 1389ساعت 14:2  توسط سيندرلا  | 

گرما

بازهم گرمابه سرزمین سردوجودم بازگشت

وبازهم قلب کوچکم شروع به تپیدن کرد

من ادعای عشق نمیکنم

شایدزندگی دوباره لبخندی به رویم زد

لبخندی به وسعت دل تمام عاشقان

لبخندی ناپایان

ولی من هنوزادعای عشق نمیکنم

حتی اگر چشمان بی فروغم بازهم به روی دیدگان زیبایت گشوده شود

بگزار....

بگزاردرتنهایی نفس بکشم وتاعمق وجودم احساس آرامش کنم.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم فروردین 1389ساعت 13:52  توسط سيندرلا  | 

عشق

سرچشمه ی محبت ای عشق واقعی

چگونه ستایشت کنم درحالی که قلبت ازمحبت بی نیازاست

چگونه ببوسمت وقتی که عشقت دروجودم جاری میشود

بگزارنامت راتکرارکنم نامت زیباست دلنشین است

چه داشته ای که اینگونه مراطلسم کرده ای

من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشناکردی

توهوای دلم راباطراوت کردی

زمانی که باتوهستم به آسمان به بیکران پرواز میکنم

پس بدان دوستت دارم گرچه پایان راه رانمیدانم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم فروردین 1389ساعت 22:33  توسط سيندرلا  | 

سلام بچه هاخوبید؟سال نوبه همه ی شما دوستان خوبم تبریک میگم.امیدوارم ازوبلاگم خوشتون بیاد.سعی میکنم وبلاگم بهتر کنم.فعلابای.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم فروردین 1389ساعت 22:17  توسط سيندرلا  |